متنی از کتاب گفتگوهای تنهایی دکتر علی شریعتی(من و شمع......)
منوچهری دروغ می گفت اما من شعر او را به راستی می گویم می بینم که:
من تو را مانم به عینه تو مرا مانی درست
هر دو جانسوزیم اما دوستدار انجمن
اگر تا صبح شنبه شب و روزاز شباهت خویش با شمع بگویم اگر در این راه درازی که در سفر هفته هاست همه از قصه ی من وشمع حکایت کنم راه پایان خواهد گرفت و مسافر خسته به سر خواهد رسید و قصه ی ما از نیمه نخواهد گذشت
چه حالی دارم...
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد که در این لحظه
چه می کشم؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است خوب
خوب خوب خوب خوب خوب خوب خوب
خوب خوب خوب خوب خوب خوب خوب.
چه شب خوبی است امشب
همه ی دنیا به خواب رفته است و
من تنها بیدار مانده ام
نمیدانم چه کاری دارم...

یه سوال ؟ کچل بودن اینقدر بد است؟
آخه من یه هفته است کچل کرده ام.