سهراب سپهری(ادبیات)
ای عبور ظریف
بال را معنی
تا پر هوش من از حسادت بسوزد

تقدیم به استاد
ای عبور ظریف
بال را معنی
تا پر هوش من از حسادت بسوزد

تقدیم به استاد
لئوناردو داوینچی:
جذابترین فرد دوره رنسانس در 15 آوریل 1452 نزدیک به قریه وینچی، تقریبا در صد کیلومتری فلورانس متولد شد. مادرش دختری روستایی به نام کاترینا بود که زحمت عقد شرعی با پدر او را به خود نداد. فریب دهنده او پیرو د آنتونیو، از وکلای دعاوی نسبتا ثروتمند بود. در آن سال که لئوناردو از مادر زاده شد، پیرو با زنی همشأن خود ازدواج کرد و کاترینا ناچار بود به یک شوی روستایی راضی شود؛ طفل نامشروع خود را به پیرو و زنش سپرد و لئوناردو بدون مهر مادر در یک محیط نیمه اشرافی تربیت شد وشاید در همان اوان کودکی بود که عشق به لباس زیبا و نفرت از زنان در وی پدیدار شد.
به مدرسه ای که در نزدیکی منزل وارد شد و با عشقی فراوان به ریاضی، موسقی و رسم پرداخت و با آواز خواندن و عود نواختن؛ پدر خویش را شاد می کرد. برای خوب نقاشی کردن همه اشیای طبیعت را با کنجکاوی و صبر و دقت ،بررسی می کرد. علم وهنر که در مغز او به نحوی شگرف باهم آمیخته بود، فقط یک اساس داشت و آن مشاهده دقیق بود. هنگامیکه پانزده ساله شد؛ پدرش او را به هنرگاه وروکیو در فلورانس برد و آن هنرمند چیره دست را به پذیرفتن او به شاگردی ترغیب کرد. تقریبا همه مردم تحصیلکرده از داستان وازاری درباره نقاشی فرشته ای توسط لئوناردو در سمت چپ تصویر غسل تعمید مسیح ؛ کار وروکیو آگاهند و می دانند که چگونه آن استاد شیفته زیبایی آن فرشته شد، و این شیفتگی چه سان باعث شد که وروکیو نقاشی را کنار بگذارد و پیکر تراشی پیشه کند. شاید داستان این تغییر حرفه پس از مرگ وروکیو جعل شده باشد. وروکیو چندین تصویر بعد از غسل تعمید مسح ساخت. شاید در روزهای کارآموزی خود بود که لئوناردو و تصویر عید بشارت(موزه لوور) را با فرشته نازیبا و باکره مضطرت آن نقاشی کرد. مشکل به نظر می رسد که او ظرافت را از وروکیو آموخته باشد.
در همین اوان ، سر پیرو ثروتمند شد، چند ملک خرید، خانواده خود را به فلورانس برد (1469) و متوالیا چهار زن گرفت. زن دوم فقط ده سال از لئوناردو بزرگتر بود. وقتی که سومین زن پیرو کودکی برای او آورد، لئوناردو با ترک خانه و رفتن به نزد وروکیو از تراکم جمعیت منزل کاست. در آن سال(1472) به عضویت گروه قدیس لوقا در ِآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتا از دارو فروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالا لئوناردو در آنجا فرصتی برای تحصیل تشریح داخلی و خارجی به دست آورد. شاید در آن سال او یا شخص دیگری، تشرحی از قدیس هیرونوموس را که اکنون در تالار واتیکان است و به اون= نسبت داده اند را رسم کرده باشد. نیز شاید او بوده است که نزدیک سال1474 تصویر زیبا و جاندار اما نارسای عید بشارت را که اکنون در اوفیتسی است، ساخته است.
....................................................
آخرین شام و مونالیزا مشهور ترین تصاویر جهان اند.هر روز و هر سال زایرین کلیسای سانتا ماریا وارد ناهار خوری آن می شوند که حاوی ارجمندترین آثار لئوناردو است. در آن بنای ساده چهارگوش کشیشان فرقه دومینیکان، که وابسته به کلیسای محبوب لودوویکو به نام سانتا ماریا دله گراتسیه بودند، غذا می خوردند. اندکی پس از ورود لئوناردو به میلان؛ ودوویکو از او خواست که آخرین شام را بر دورترین دیوار این ناهار خوری رسم کند. مدت سه سال(1495-1498) لئوناردو گاه و بیگاه روی این تصویر با جدیّت یا آرامی کار می کرد، در حالیکه دوکا و کشیشان از تاخیر او بی تاب بودند. رئیس کلیسا(اگر گفته وازاری را باور کنیم) از سستی آشکار لئوناردو به لودوویکو شکایت برد و در شگفت بود از اینکه او چرا گاه ساعتها بدون کوچکترین حرکتی در جلو دیوار می نشیند. لئوناردو به دوکا توضیح داد که این موضوع داد که مهمترین کار هنرمند بیش از آنچه در اجرا باشد در اندیشیدن است ، اما فهماندن این موضوع به رئیس کلیسا برای دوکا آسان نبود.

چون لئوناردو علاوه بر هنرمندی ، متفکر نیز بود؛ این گونه نقاشی می بایست با شتاب بر گچ اندود تازه و تر صورت گیرد و پیش از خشک شدن گچ پایان یابد. لئوناردو ترجیح داد که تصاویر خود را با رنگهای محلول در یک ماده ژلاتینی بر روی گچ خشک رسم کند، زیرا این طریقه او را قادر می ساخت که به قدر کافی فکر و تجربه به کار بندد. اما این رنگها درست به دیوار نمی چسبیدند؛ حتی در زمان خود لئوناردو، با وجود رطوبت بیشتری به درون آن رسوخ میداد، تصویر رفته رفته از دیوار جدا می شد وفرو می ریخت، در سال1356 که وازاری تصویر را دید، و شصت سال بعد هنگامیکه لوماتتسو آن را نظاره کرد، چنان خراب شده بود که تعمیرپذیر نمی نمود، کشیشان کلیسا بعدا، با ایجاد دری به آشپزخانه از میان پاهای حواریون(1656)، به انهدام آن کمک کردند. گراوور نسخه های باسمه ای این نقاشی که در سراسر جهان منتشر شده و نماینده اثر لئوناردو هستند، از روی تصویر اصلی برداشته نشده است، بلکه ماخوذ است از نسخه ناکاملی که توسط یکی از شاگردان لئوناردو به نام مارکو د اودجونو رسم شده است.
مونالیزا:

طی سالهای1503-1306 لئوناردو گاه و بیگاه بر تصویر مونالیزا(مادونا الیزابتا)، سومین زن فرانچسکو دل جو کوندو که در 1512 می بایست عضو شورای شهر بشود ، کار می کرد/.

دیگر به خاطر این که از معدود نقاشی های به جای مانده از معتبرترین استاد رنسانس، لئوناردو داوینچی می باشد. در شباهت این تصویر با مدلش، هنوز مباحثات فراوانی جریان دارد: آیا مدل آن به راستی مرد است یا یک زن؟ اما این نقاشی با منظره ی ماندگارش و کیفیت اجرا، بر همه ی این مناظرات غالب می شود. یک پرتره ی سنتی رنسانس در کمپوزیسیونی که زیبایی اش در گرو یک تکنیک نقاشی، موسوم به « اسفوماتو » (محو کاری) است و به نقاش این امکان را می دهد تا با سایه پردازی دقیق، احساس فضای سه بعدی و آتمسفر را ایجاد کند که در آن زمان توسط تمپرا » انجام می شد.
يكی از عادات وی اين بوده كه بطر معكوس در پايين اثارش می نوشته ,تا كسی متوجه نوشته های وی نشود و رمزهايی كه در كارهايش است.

و چگونگی بر عكس شدن ان در ايينه:عكس پايين

برخی از سخنان وی:
· حقیقت اشیا غذای ممتازی است برای هوشمندان، نه عقول سرگردان.
· در تنهایی مال خودت هستی، در جمع نیمی از وجودت متعلق به دیگران است، از این رو ناچار در هر محفلی باید وجود خود را طبق تمایل بیجای حاضران متفرق سازی
· بزرگترین نعمت طبیعت آزادی است
· رود نیل بیش از تمام آبهای کنونی اقیانوسها آب به دریا فرستاده است؛ پس تمام دریاها و رودها به دفعات بیشمار از دهانه نیل گذشته اند.
· هنر در تصور و طرح است،نه اجرا؛ این مرحله مربوط است به اذهان کوچکتر
· قابلیتهای او چندان زیاد بودند که نمی توانست برای نیل به هدف واحدی آنها را مهار کند و به سوی یک هدف متوجه سازد. وی در پایان زندگی اش با آه و افسوس می گفت: من اوقات سودمندی را تلف کردم.
· معرفت زمانهای گذشته و جغرافیا عقل را زینت و پرورش می دهند
· ای نقاش، متوجه باش که وقتی به صحرا می روی، دقت خود را به اشیای مختلف معطوف داری، نیک بر آنها بنگری، به نوبت از یکی به دیگری بپردازی، و مجموعه ای از اشیای مختلف در ذهن فراهم آوری که از میان کم ارزشترین آنها انتخاب شده باشد.
· تصویر را همواره طوری بسازید که جهت سینه با سر یکی نباشد.
· تصویر را طوری بسازید که نشان دهد صاحب آن چه فکری در سر می پروراند
· روح هرگز نمی تواند با فساد بدن ، فاسد شود
· مرگ همان گونه که زندگی را منهدم می سازد، حافظه را نیز نابود می کند
· روح بدون جسم نه می تواند عمل کند ،نه احساس
· همان طور که پس از یک روز کار رضایتبخش خواب شیرین است، همانگونه نیز یک عمر پرحاصل مرگ را شیرین می سازد
· لئوناردو داوینچی در 2مه1519 وفات یافت و جنازه اش در رواق کلیسای سن فلورانتن در آمبواز دفن شد.
· مذهب وی تا آخرین سالهای عمرش یک همه خدایی رازورانه بود.
